X
تبلیغات
زولا
 

من 87 بار به پراو رفته ام
گروه طبیعت- حسین رسول زاده: یوسف سورنی نیا متولد دی ماه 55 در کرمانشاه و رکورددار سفر به غار پراو است. خودش اما این را مایه افتخار نمی داند.
او که چند سالی است در تهران زندگی می کند، حالا مسؤول بخش غارنوردی در هیأت کوهنوردی تهران است و 87 بار به پراو سفر کرده است.
گفت و گوی من با سورنی نیا عصر روز پنج شنبه انجام شد. او به من گفت به خبرنگارها اعتمادی ندارد و گفت هر بار که با خبرنگاری حرف زده ام، ماجرایی درست شده است.  

 
آقای سورنی نیا! چرا هر جا گزارشی از پراو نقل شده، نام شما هم در آن هست؟
خب من کرمانشاهی هستم و بارها به غار پراو سفر کرده ام.
دقیقا چند بار؟
من87 بار به پراو رفته ام که 21 بار آن پیمایش کامل بوده است، یعنی تا چاه 26 که انتهای شناخته شده غار است.
پس رکورددار هستید.
بله. در تعداد و دفعات رکورد دار هستم؛ هرچند آن را به عنوان یک افتخار قبول ندارم. آن چه به آن افتخار می کنم، همراهی دوستانم در برنامه های مختلف پیمایش بوده و همچنین حضور در چندین برنامه پاکسازی غار.
وقتی در پراو هستید، چه احساسی دارید؟ این را برای خواننده هایی می پرسم که شاید هیچ گاه در عمرشان نتوانند حضور در غار پراو را تجربه کنند.
فضای غار پراو لذت خاصی برای من دارد. من به جایی می روم و چیزهایی را می بینم که هر کسی نمی تواند آنجا برود و آنها را ببیند. اولین نوری که به آنجا تابیده شده نور چراغی است که من روشن کرده ام. این، لذتی وصف نشدنی برای من دارد که با لذت های دیگر زندگی آدم، قابل مقایسه نیست. این البته لذتی است که در پیمایش همه غارها سراغ غارنورد می آید. حالا که در پراو در بین همه غارها، غار متفاوتی محسوب می شود، طبیعتا حس و حال هم متفاوت است. غار پراو به خاطر تنگناها و معبرهایی که دارد، سخت ترین غار در ایران به حساب می آید. برای همین احساسم در پراو، نسبت به غارنوردی و برنامه های دیگری که دارم، متفاوت است.
از طرفی، خوشحال هم هستم که توانسته ام علاقمندان فراوانی را با غار پراو آشنا کنم و برنامه های فراوانی را در کنار آنها برگزار کنم. البته لحظه های حضور در غار پراو، همیشه لحظه های شادی نبوده است. من در این غار، لحظه های سختی را هم تجربه کرده ام. از دست دادن همنورد، تلخی عجیبی دارد.
آیا پیش آمده که در غار در آن فضای بسته تاریک، دچار ترس بشوید که من اینجا در زیر زمین چکار می کنم؟
من با وجودی که 87 بار به غار رفته ام، اگر بخواهم برای هشتاد و هشتمین بار به غار بروم، مطمئنا هنوز می ترسم. این همان ترسی است که آدم در پناه آن، از انجام رفتارهای غیر حرفه ای می پرهیزد و همه حواس خودش را برای پیمایش غار به کار می گیرد. من این ترس را هنوز هم دارم. این ترس باعث می شود احتیاط بیشتری به خرج بدهم. اما هیچ وقت در غار پراو، دچار ترسی نشده ام که مرا وادار به انجام کار اشتباه کند. حتی در آن لحظات سختی که همنوردانم را از دست داده ام، باز هم همه رفتارهایم از سر عقل و منطق بوده و به قول معروف، ترس نتوانسته کاری کند که من دست و پایم را گم کنم و ضریب خطایم افزایش پیدا کند.
نباید بترسی، این قانون غار است.
غار چه قوانین دیگری دارد؟
وارد غار که می شوی، این غار است که خودش را به تو تحمیل می کند. باید به غار احترام گذاشت. در همین پراو، کسی که وارد غار می شود، همان اول کار با عبور از «سینه خیز گلی» باید تنش را به گل بمالد. همانجا غار می گوید از این جا به بعد باید طبق قانون من رفتار کنی. اگر نمی خواهی گلی بشوی، اگر قدرت تحمل سرما را نداری، برگرد. حالا هستند غارنوردهایی که واقعا عقل شان نمی رسد، می آیند و مثلا در سینه خیز گلی، پلاستیک پهن می کند و سعی می کنند از روی پلاستیک عبور کنند که لباس و تن و بدن شان گلی نشود. این نادرست است. فکر می کنند مثلا اگر این جا گلی نشوند، تا آخر غار، گلی نخواهند شد. ما تا حالا چندین گونی پلاستیک جمع کرده ایم و از غار بیرون آورده ایم. این تفکر که غارنوردی حاضر بشود، زباله در غار بریزد تا خودش گلی نشود، بر خلاف قوانینی است که غار حاکم است. این جور غار نوردها، به موفقیتی نمی رسند.

انتهای خبر/ قدس آنلاین / کد خبر: 181604 






http://s5.picofile.com/file/8110487276/%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_2.jpg



نوشته شده در تاریخ جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1392 توسط مهدی لگزیان
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک